تبليغاتX
سرزمین عاشقان
سرزمین عاشقان

































سلام دوستان خوبم امیدورام که حالتون خوب باشه میدونین امروز بهم خبر رسید که یکی از بچه های خوب و عاشق وبلاگ با این دنیا وداع کرد وای خدایا چقدر دختر خوبی بود هنوز هم باورم نمیشه واقعا غصه دار شدم نمیدونم شاید شما هم به وبلاگش هراز گاهی سر میزدین ولی حالا اون وبلاگ بوی مرگ میده اینم ادرس وبلاگ شکوفه جان تو رو خدا براش دعا کنید

www.1367sara.blogfa.com

حتما یه نیم نگاهی بهش کنید ممنون

 

یه گوشه نشسته بودم و آسمونو نگاه ميکردم*

 نسيم خنکي ميومد*******************

 واسه همين چشامو بستم****************

 يهو با صداي غرش آسمون از جا پريدم***********

 آره درست حدس زدي رعد برق بود ***************

 دوباره چشامو آروم بستم************************

 واي...... داره بارون مياد****************************

 اونم چه بـــــــــارونــــــــي؟ ****************************

 خيس خيس شدم**************************************

 احساس خوبي داشتم*************************************

 حس بودن تو , گرفتن دستاي گرمت***************************

دست باران ميزند بر پشت شيشه***************************

اشك چشمانم روان شد سيل گونه*************************

اين كه باران نيست*********************************

همه احساس خداست***************************

در نگاه مست باران روي زيباي خداست**************

شايد اين همان اشكهاي ناياب خداست **********

زير باران گوش كن*************************

اين همان نابترين شعر خداست*****************

همچو دست تو*******************************

شايد اين گوشه اي از جنت زيباي خداست**************

بزن باران كه دنيا را بيابان در نورديد***********************

كه شبهاي خدايي را گرفته ظلمت ترديد***********************

بزن باران در اين كنج قفس پوسيده ام من**************************

هرلحظه ميخشكم و در حسرتت مانده ام من**************************

فقط يادت خاطرات اشك باران لاي برگ برگ دفترم ميزند موج**************

در خيالم زير باران ميروم بالاي بالا******************************

 تا همان جايي كه ميگويند خدا ميگريد************************

باز باران اشك ميريزدخدايا آسمان هم دلتنگ است*************

شايد اين باران همان********************************

 قصه دلتنگي دل تنهاي خداست.......*****************

دختر عکس

سوختن؟ رسم عاشقی اين نيست که تک و تنها بسوزی و ديگر نمانی، ... کاش می دانستيم که زودتر از ما، عشق ماست که برای دوری ما می سوزد و می سازد... کاش می فهميديم که قدر بودن، قدر عاشقی، قدر عشق چيست و چقدر است، کاش بيراه نمی رفتيم و می مانديم چون روز اول، عاشق، عاشق، ...

بازی با کلمات قشنگ است، بازيگری حرفه ای می خواهد، اما، قسم ، که حقيقت عشق، وجود هرگونه بازی و بازيسازی را بی نياز از دروغ و نيرنگ می سازد...

نمی دانم! بلد نيستم! من نمی دانم دل سوختن برای چيست؟ مرا سوختنی نباشد جز برای عشقم، برای او، برای بودن با او و دور ماندن از او، می سوزم، آری، اما نه به درد اين بازيگر قهار و خوشرنگ زندگی، نه به سختی و دل تنگی نمادين اين دنيای پوشالي...

آری می سوزم، از درد دور بودن و عاشقی، از غم اش ردی، می سوزم، اما نمی دانم چرا؟ ... خودی برايم ديگر نمانده است، نمی خواهم، خودی را که ز عشقم دور می سازد نمی خواهم، می سوزانمش، آری، می سوزانمش هر دل و هر نگاهی که مرا دور سازد از عشقم،

و می بوسم، می بويم، می جويم دلی را، دستی را، سخنی را، نگاهی را، هر نسيم و بادی را که وجودم را به او و عشقم نزديک سازد،

من بنده عشقم، بنده عاشقی...

 

 

 چند روزیه که می شینم که بنویسم و لی نمیشه

نمی دونم چرا....

نه جمله ای دارم و

نه کلمه ای برای گفتن حرفهام....

شدم مثل کودک خردسالی که می خواد حرفی رو بزنه و هنوز کلمات و جملات رو بلد نیست 

 که نمیتونه حرف هاشو به زبون بیاره

چیزی گلوم رو فشار میده نمیدونم چی ولی میدونم که یه بغز بزرگ سر راه گلومه که نفس کشیدن رو برام سخت کرده

ای کاش می تونستم مثل همون کودک گریه کنم که خسته ام

نمی دونم این ناتوانی تو نوشتن واسه چیه؟

کاش می شد واقعا نوشت و واقعا گفت....

از شنیدن حرف های تکراری خسته ام...

نمی خوام تکراری بنویسم

کاش میشد نوشت هرانچه در دل دارم....

کاش میشد حرفها تکرای نبود تا من هم تکرار نکنم....

خدایا خسته وتنهایم چشمهایم به درگاهت خیره مانده تا شاید نوری به چشمانم برسد

نوشته شده در 88/07/12ساعت 14:25 توسط زینت تنها| |

 

سلام بچه ها خوبین؟ میدونم که خیلی دیر دیر به روز میشم ولی چیکار کنم اونقدر حالم بده که نمیتونم بیام و به روز بشم الانم حالم زیاد خوب نیست امیدوارم که حال همتون خوب باشه خداکنم که همه ی داداشا و ابجیهام شاد و سلامت باشن اخه خیلی دوستتون دارم

گاهی اوقات میشه که ادم اونقدر از زندگی ناامید میشه که براش وجود در دنیایی که بهش ظلم کرده خیلی سخته و دوست داره که هرچی زود تر از لحظه ها و روزهای زندگیش دل بکنه

ولی چه فایده همیشه باید سکوت کرد و چیزی نگفت باید قبول کرد زندگیی که توی تقدیرت رقم خوده

ومبارزه کردن باهاش بی فایدس و فقط ادم رو بیشتر ناامید میکنه از زندگی نمیدونم که دیدگاه من درسته یا نه

ولی امیدوارم که شما مثل من فکر نکنین و از زندگیتون راضی باشین و لذت ببرین انشاالله

همتونو دوست دارم برام دعا کننین

دعا کنین که طوفان دریای دلم به ساحلی اروم تبدیل بشه دوستتون دارم خیلی زیاد همیشه به یادتونم امیدوارم که شما هم منو هرگز فراموش نکنین

 

 

بهاربيست                   www.bahar-20.com

وقتی میانه چشم هایت رقبتی نیست دیگر برای دل سپردن فرصتی نیست بگذار تا عاشق ترین مردم بدانند بین من و دستانت هیچ نسبتی نیست

کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید غرور را ، دروغ را وعشق را . تا انسان مجبور نباشد از روی غرور به عشق دروغ بگوید .

بعضي عشقا مثل حضرت نوح مي مونن ( بعضيا از ترس طوفان ميان پيشت) بعضي عشقا مثل حضرت آدمه ( خوبيش اينه كه اولين عشقته ) بعضي عشقا مثل حضرت ابراهيمه ( بايد همه چيزتو قربوني كني ) بعضي عشق ها هم مثل حضرت مسيحه ( آخرش به صليب كشيده ميشي) بعضي عشق ها هم مثل حضرت موسي هستن ( تا يه كمي دور ميشي يه گوساله مياد جاتو مي گيره )

قلبم رو شکستی ولی من بیشتر از قبل دوستت دارم چون حالا هر تکه از قلبم تو رو جداگونه دوست داره

 اگر بدانم که درخواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

کاش خداوند سه چیز را نمی آفرید غرور را ، دروغ را وعشق را . تا انسان مجبور نباشد از روی غرور به عشق دروغ بگوید .

وقتی میانه چشم هایت رقبتی نیست دیگر برای دل سپردن فرصتی نیست بگذار تا عاشق ترین مردم بدانند بین من و دستانت هیچ نسبتی نیست

نوشته شده در 88/05/07ساعت 18:58 توسط زینت تنها| |
     

    

سخت است فراق عزیز و تنها ماندن

سخت است بر جای ماندن و راکد زندگی کردن

همچون چشمه ی خشکیده مقروض

بی او زندگی را در جام لحظه ها تهی میکنم

و صورتم از تلخی ان در خود می تکد

بی او زندگی را در فریاد بی صدا تجربه می کنم

روحم اواز رفتن بر لب دارد و فریادم

در فضای خالی از صدا می ماند.۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

باز هم مر تکب عشق شدیم                باز هم هر چه که حضرت عشق بفرمود شدیم

*******************************************************************

گفتمش نقاش را نقشی کشد از زندگی               

                                                با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

اسمان بردار زیر ابروی عشق

                                 پر شده دنیا ز عطر بوی عشق

بخت اگر خوابست بیدارش کنید

                                   عاشقانه باز بیدارش کنید

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

وقتی که گریه میکنم تو را در میان اشک هایم میبینم

ولی اشکهایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند

 ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

سلام دوباره به همه ی دوستان عزیزم امیدوارم که حال همتون خوب باشه امیدوارم که هرگز طعم غم و غصه رو نچشید چون که خیلی سخته امیدوارم که همتون به حاجت دلتون برسید امیدوارم که همیشه خوب و سلامت باشید توان مبارزه با مشکلات رو داشته باشید برام دعا کنید شما دلتون مثل اب زلاله از خدا بخواین که کمکم کنه منو از اثارت این غصه ها رها کنه اینقدر غمگینم که هیچ شادیی شادم نمیکنه چرا همه به فکر خودشونن چرا در این دنیای بی ارزش کسی به فکر دیگران نیست همه سنگ خودشون رو به سینه میزنن نمیدونم که اگر دوستی شما عزیزان نبود من الان از غصه دق کرده بودم و یا دیوونه شده بودم چقدر سخته بی کسی چقدر سخته تمام عمرتو غصه بخوری و درحسرت یک زندگی اروم باشی زندگیی که بتونی بهش دل خوش کنی زندگیی که هستیت رو در بر بگیره من الان حس ادمی رو دارم که هیچ کسی رو توی دنیا نداره مثل ادمی که همه ی عزیزانشو باهم از دست داده باشه لعنت به این زندگی رنج اور دوستای گلم از این که بهم این همه لطف دارین ممنونم و براتون ارزوی سعادت و خوشبختی میکنم

نوشته شده در 88/04/18ساعت 11:56 توسط زینت تنها| |
   چشمانت را برای زندگی میخواهم اسمت را برای دلخوشی میخوانم

     دلت را برای عاشقی میخواهم صدایت را برای شادابی میشنوم

       دستت رابرای نوازش و گام هایت را برای همراهی میخواهم

         و عطرت را برای طراوت زندگی و خیالت را برای وجود

              وعشقت را برای لحظات سخت زندگی ام

 

 

   آمدم تا مست و مدهوشت كنم اما نشد

    عاشقانه تكيه بر دوشت كنم اما نشد

      آمدم تا از سر دلتنگي و دلواپسي

     گريه تلخي در آغوشت كنم اما نشد

   آرزو كردم كه يك شب در سراب زندگي

 چون شراب كهنه اي نوشت كنم اما نشد

                نازنينم، نازنينم

         ياد تو هرگز نرفت از خاطرم

 آمدم تا اين سخن آويزه گوشت كنم اما نشد

   شعله شد تا به دل خاكستر احساس تو

   لحظه اي رفتم كه خاموشت كنم اما نشد

     بعد از آن نامهربانيهاي بي حد وحصر

    سعي كردم تا فراموشت كنم اما نشد

 

نوشته شده در 88/03/21ساعت 14:33 توسط زینت تنها| |
                                                               به نام عشق

     تقدیم به تمام عاشقهای دنیا     

          

اولش فکر  نمی کردم که دلم رو برده باشه

                        

                        يا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه

    

 اما نه گذشت و ديدم که دلم ديوونه تر شد

                        

                           به تو گفتم و دلت از غصه من باخبر شد

    

 آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن

                         

                         رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن

            

می دونم دوستم نداری مثل روزهای گذشته

                             

                         من خودم خوندم تو چشمات يه کسی اينو نوشته

       

 می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من

                                 

                          می دونم واست يکی شد بودن و نبودن من

          

 اما روح من يه درياست پر از موج و تلاطم

                               

                                 ساحلش تويی و موجاش خنجرای حرف مردم

           

  آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن

                                   

                                  رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن

                                                                                                                 

 

سعي کن به خاطر کسي که دوست داري غرورت را از دست بدهي                                

                            به نه خاطر غرورت کسي که دوست داري از دست بدهي

     

نوشته شده در 88/02/17ساعت 17:42 توسط زینت تنها| |

                                                                                                                                                                                                                                                                    mbrfb6.jpg                                                          masti-amin.jpg           

                                             

 

دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ...

       شانه هایش را برای گریستن و سینه اش را برای نهاندن سرم و چشمانش را برای خالی

           نمودن غم هایم می خواهم دلم کسی را می خواهد که مرا با هر آنچه هستم

                 دوست بدارد .

                       با تمام خوبی ها و بدیهایم  با تمام مهربانی ها و نامهربانی هایم  دلم کسی را

                              می خواهد که آفتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد  کسی چون تو ...!

 

 

      

 

با اينکه تنها موندی و هيچکسی و نداری


عزيز من غصه نخور وقتی خدا رو داری


عزيز من گريه نکن فدای قلب تنگت


حيفه که بارونی باشه اون چشمای قشنگت


خسته نشو؛خسته نشو از اين روزای خسته


من که اين و خوب می دونم چقدر دلت شکسته


بزار تا دنیا بدونه این تویی که نباختی


با او همه در به دری روز و شبا رو ساختی


بزار تا دنیا بدونه هنوز دلت جوونه


عزیز م من خسته نشو از دست این زمونه


يه روزي از همين روزا غصه و غم می ميره


اين روزگار بی وفا به دست تو اسيره

                                                                                                                                         يه روزی هم صدا ميشی با نغمه های تازه     

                                                                                                                                         ترانه هات عوض ميشه..اگه بدی اجازه


خسته نشو؛خسته نشو از اين روزای خسته


 در به دری تموم ميشه..پس ديگه گريه بسته

 

روی لینک پایین کلیک کنید
 اسم خودتون رو به انگلیسی در کادر بنویسید
 صبر کنید تا ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد !!
 
 

PENGUIN

 
نوشته شده در 88/01/25ساعت 18:58 توسط زینت تنها| |

    دیروز به دیدنم آمده بودی با یک دسته                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 گل سرخ نگاهی مهربان ؛ همان نگاهی که                                                                

سالها آرزویش را داشتم و تو از من دریغ                                                           
 
        
میکردی ، گریه کردی و گفتی دلم برایت تنگ                                                

 شده است و من فقط نگاهت کردم وقتی                                                                                                                                                                 
رفتی اشکهایت سنگ قبرم را خیس کرده بود
             

 

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل و درد اشنا دیوانه است

میروم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم اغوشت کنم

می روم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم ازادباش

گر چه تو تنها تر از ما می روی

ارزو دارم ولی عاشق شوی

ارزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

برای رسیدن به تو تمامی خاطرات گذشته خودم را به بایگانی ذهن سپردم. اما

افسوس

 که خط اصلی تقدیر من بر روی جاده های انتظار امتدادی بی انتهاست.

هنگامی که کبوتر قلبم بر روی درخت عشق آشیان ساخت به خوشبختی در کنار تو

ایمان آوردم.

        اما باز هم

افسوس

 که رسیدن من به تو تمامیش رویایی بیش نیست وحقیقت چیز دیگریست

         

نوشته شده در 88/01/25ساعت 17:59 توسط زینت تنها| |
          بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comعشق یعنی مستی دیوانگی           

               عشق یعنی باجهان بیگانگیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com عشق یعنی شب نخفتن تا سحر 

           عشق یعنی سجده هاباچشم تربهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com                                                        بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

                 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com                   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com      

      

          بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com         

                                                                             

نوشته شده در 88/01/25ساعت 17:9 توسط زینت تنها| |

                                       

                                            حرف دل

                                         تا کدوم ستاره دنبال تو باشم

تا کجا بی خبر از حال تو باشم

مگه میشه از تو دل برید و دل کند

بگو می خوام تا ابد مال تو باشم

از کسی نیس که نشونی تو نگیرم

به تو روزی میرسم من که بمیرم

هنوزم جای دو دستات خالی مونده

تا قیامت توی دستای حقیرم

خاک هر جاده نشسته روی دوشم

کی میاد روزی که با تو روبرو شم

من از اول قصه گفته بودم

        غیر تو با سایه م نمی جوشم       

       وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من                                            

                           اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو

                                بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو

                             تموم هستی منی بمون همیشه پیش من

                              اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم

                          لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم

                          دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی

                         فقط یه چیز اذت میخوام  همیشه عاشق بمونی

                         دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود

                          واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

             

 

نوشته شده در 88/01/25ساعت 16:29 توسط زینت تنها| |
خداوندا!بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

به هر کس که دوستش می داری

بیاموز که...بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

عشق از زندگی بهتر است وهر انکه دوست تر می داری بچشان که 

  دوست داشتن بهترازعشق است بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 چون دوست داشتن دیوانگی ها وجنون عشق را ندارد

عشق عشق عشقبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

عشق فقط غرق شدن دردریای بیکران را به ما می آموزد ودوست داشتن شنا کردن در دریا را

عشق بینایی رامیگیرد ودوست داشتن را می دهدبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

ولی دوست داشتن

مهرومحبت را به ما هدیه می دهدبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

نوشته شده در 88/01/25ساعت 16:19 توسط زینت تنها| |
تورامی خواهم و دانم که هرگز                به کام دلدر اغوشت نگیرم

تویی ان اسمان صاف و روشن                من این کنج قفس.مرغی اسیرم

زپشت میله های سرد و تیره                    نگاه حسرتم حیران به رویت

در این فکرم که دستی پیش اید                 ومن ناگه گشایم پر به سویت

در این فکرم که در یک لحظه غفلت               از این زندان خاموش پر بگیرم

به چشم مرد زندان بان بخندم                   کنارت زندگی از سر بگیرم

در این فکرم من و دانم که هرگز                  مرا یاری رفتن زین قفس نیست

اگر هم مرد زندانبان بخواهد                       دگر از بهر پروازم نفس نیست

زپشت میله های هرصبح روشن                 نگاه کودکی خندد به رویم

چومن سر میکنم اواز شادی                      لبش با بوسه می اید به سویم

اگر ای اسمان خواهم که یک روز                 از این زندان خاموش پر بگیرم

به چشم کودک گریان چه گویم                   زمن بگذر.کهمن مرغی اسیرم

من ان شمعم که باسوزدل خویش               فروزان میکنم ویرانه ای را

اگر خواهم که خاموشی گزینم                   پریشان میکنم کاشانه ای را

 

نوشته شده در 88/01/25ساعت 14:4 توسط زینت تنها| |